< السورة السابقة | فهرس السور | السورة التالية >



حدد حجم خط الآيات
()


بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ طسٓمٓ ۝١

طا، سين، ميم.

تِلْكَ ءَايَٰتُ ٱلْكِتَٰبِ ٱلْمُبِينِ ۝٢

اين آيتهاى كتاب روشن و روشنگر است.

لَعَلَّكَ بَٰخِعٌۭ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا۟ مُؤْمِنِينَ ۝۳

شايد تو خويشتن را از [اندوه‌] اينكه ايمان نمى‌آورند خواهى كشت.

إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ ءَايَةًۭ فَظَلَّتْ أَعْنَٰقُهُمْ لَهَا خَٰضِعِينَ ۝٤

اگر بخواهيم، از آسمان آيتى بر آنان فرو فرستيم تا گردنهاشان در برابر آن به فرمانبردارى فرود آيد- يا: تا مهترانشان آن را گردن نهند-.

وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍۢ مِّنَ ٱلرَّحْمَٰنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا۟ عَنْهُ مُعْرِضِينَ ۝٥

هيچ يادكرد و پند تازه‌اى از خداى رحمان بديشان نرسد مگر آنكه از آن رويگردان شوند.

فَقَدْ كَذَّبُوا۟ فَسَيَأْتِيهِمْ أَنۢبَٰٓؤُا۟ مَا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ ۝٦

همانا تكذيب كردند پس زودا كه خبرهاى آنچه مسخره‌اش مى‌كردند- از رستاخيز و پاداش و كيفر و بهشت و دوزخ- بديشان رسد.

أَوَلَمْ يَرَوْا۟ إِلَى ٱلْأَرْضِ كَمْ أَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍۢ كَرِيمٍ ۝۷

آيا به زمين ننگريسته‌اند كه بسا از هر گونه گياه نيكو در آن رويانيده‌ايم.

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ۝۸

هر آينه در اين نشانه‌اى است ولى بيشترشان مؤمن نيستند.

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ۝۹

و براستى پروردگار تو هموست تواناى بى‌همتا و مهربان.

وَإِذْ نَادَىٰ رَبُّكَ مُوسَىٰٓ أَنِ ٱئْتِ ٱلْقَوْمَ ٱلظَّٰلِمِينَ ۝١۰

و [ياد كن‌] آنگاه كه پروردگار تو موسى را بخواند كه به سوى آن گروه ستمكار برو،

قَوْمَ فِرْعَوْنَ ۚ أَلَا يَتَّقُونَ ۝١١

گروه فرعون آيا [از كفر و سركشى‌] نمى‌پرهيزند؟

قَالَ رَبِّ إِنِّىٓ أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ ۝١٢

گفت: پروردگارا، من بيم دارم كه دروغگويم خوانند

وَيَضِيقُ صَدْرِى وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِى فَأَرْسِلْ إِلَىٰ هَٰرُونَ ۝١۳

و سينه‌ام تنگ است و زبانم روان و گشاده نيست، پس به هارون پيام فرست

وَلَهُمْ عَلَىَّ ذَنۢبٌۭ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ ۝١٤

و آنان را بر من [دعوى‌] گناهى است، از اين رو مى‌ترسم مرا بكشند.

قَالَ كَلَّا ۖ فَٱذْهَبَا بِـَٔايَٰتِنَآ ۖ إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ ۝١٥

گفت: نه چنين است- تو را نمى‌كشند-، پس هر دو با نشانه‌هاى ما برويد، ما با شماييم، مى‌شنويم.

فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَآ إِنَّا رَسُولُ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۝١٦

نزد فرعون رويد و بگوييد: ما فرستاده پروردگار جهانيانيم،

أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ۝١۷

[پيام او اين است‌] كه فرزندان اسرائيل را با ما بفرست.

قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًۭا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ ۝١۸

گفت: آيا تو را در كودكى در ميان خودمان نپرورديم و چند سال از عمرت را در ميان ما نبودى؟

وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ ٱلَّتِى فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ ٱلْكَٰفِرِينَ ۝١۹

و آن كرده خويش كه كردى، كردى و تو از ناسپاسانى.

قَالَ فَعَلْتُهَآ إِذًۭا وَأَنَا۠ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ ۝٢۰

گفت: آن [كار] را آنگاه كردم كه از ناآگاهان بودم- آگاه نبودم كه به مشت‌زدن من آن كس كشته مى‌شود-.

فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِى رَبِّى حُكْمًۭا وَجَعَلَنِى مِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ ۝٢١

پس چون از شما ترسيدم گريختم، و پروردگارم مرا حكمى- حكمت: درستى انديشه و گفتار و كردار يا حكم نبوت- داد و مرا از پيامبران كرد

وَتِلْكَ نِعْمَةٌۭ تَمُنُّهَا عَلَىَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ۝٢٢

و آن، [چه‌] نعمتى است كه بر من منت مى‌نهى كه فرزندان اسرائيل را برده ساخته‌اى؟

قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۝٢۳

فرعون گفت: خداى جهانيان چيست؟

قَالَ رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَآ ۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ ۝٢٤

گفت: خداوند آسمانها و زمين و هر چه ميان آنهاست، اگر بى‌گمان باور مى‌داريد.

قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُۥٓ أَلَا تَسْتَمِعُونَ ۝٢٥

[فرعون‌] به كسانى كه گرد او بودند گفت: آيا نمى‌شنويد [چه مى‌گويد]؟

قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ ءَابَآئِكُمُ ٱلْأَوَّلِينَ ۝٢٦

[موسى‌] گفت: پروردگار شما و پروردگار نياكان شما.

قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ ٱلَّذِىٓ أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌۭ ۝٢۷

[فرعون‌] گفت: اين پيامبرتان كه به سوى شما فرستاده شده ديوانه است.

قَالَ رَبُّ ٱلْمَشْرِقِ وَٱلْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَآ ۖ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ ۝٢۸

[موسى‌] گفت: خداوند خاور و باختر و هر چه ميان آنهاست، اگر خرد داريد.

قَالَ لَئِنِ ٱتَّخَذْتَ إِلَٰهًا غَيْرِى لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ ٱلْمَسْجُونِينَ ۝٢۹

گفت: اگر خدايى جز من بگزينى هر آينه تو را از زندانيان گردانم.

قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَىْءٍۢ مُّبِينٍۢ ۝۳۰

گفت: اگر چه تو را حجتى روشن آورده باشم؟

قَالَ فَأْتِ بِهِۦٓ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ ۝۳١

گفت: آن را بيار، اگر از راستگويانى.

فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ ثُعْبَانٌۭ مُّبِينٌۭ ۝۳٢

پس عصاى خويش بيفكند و هماندم اژدهايى هويدا گشت.

وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِىَ بَيْضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ ۝۳۳

و دست خويش را بيرون آورد و آنگاه براى بينندگان سپيد و روشن نمود.

قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُۥٓ إِنَّ هَٰذَا لَسَٰحِرٌ عَلِيمٌۭ ۝۳٤

[فرعون‌] به مهترانى كه گرد او بودند گفت: براستى اين جادوگرى داناست

يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِۦ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ ۝۳٥

مى‌خواهد شما را به جادوى خود از سرزمينتان بيرون كند. پس چه مى‌فرماييد؟

قَالُوٓا۟ أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَٱبْعَثْ فِى ٱلْمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ ۝۳٦

گفتند: او و برادرش را واپس دار- كارشان را به تأخير انداز- و گردآوران را به شهرها فرست،

يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍۢ ۝۳۷

تا هر جادوگر دانايى را نزد تو آورند.

فَجُمِعَ ٱلسَّحَرَةُ لِمِيقَٰتِ يَوْمٍۢ مَّعْلُومٍۢ ۝۳۸

پس جادوگران را در وعده‌گاه روزى دانسته فراهم آوردند.

وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ ۝۳۹

و مردم را گفتند: آيا شما نيز فراهم مى‌آييد؟

لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ ٱلسَّحَرَةَ إِن كَانُوا۟ هُمُ ٱلْغَٰلِبِينَ ۝٤۰

باشد كه از جادوگران پيروى كنيم، اگر آنان پيروز شوند.

فَلَمَّا جَآءَ ٱلسَّحَرَةُ قَالُوا۟ لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ ٱلْغَٰلِبِينَ ۝٤١

چون جادوگران بيامدند به فرعون گفتند: اگر ما پيروز باشيم آيا ما را هيچ مزدى خواهد بود؟

قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًۭا لَّمِنَ ٱلْمُقَرَّبِينَ ۝٤٢

گفت: آرى، و شما آنگاه از نزديكان [دربار من‌] خواهيد بود.

قَالَ لَهُم مُّوسَىٰٓ أَلْقُوا۟ مَآ أَنتُم مُّلْقُونَ ۝٤۳

موسى به آنان گفت: آنچه را خواهيد افكند، بيفكنيد.

فَأَلْقَوْا۟ حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا۟ بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ ٱلْغَٰلِبُونَ ۝٤٤

پس ريسمانها و عصاهاشان را بيفكندند و گفتند: به جاه و شكوه فرعون سوگند كه هر آينه ما پيروزيم.

فَأَلْقَىٰ مُوسَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ ۝٤٥

پس موسى عصاى خويش بيفكند، ناگاه هر چه را به دروغ مى‌ساختند فرو مى‌برد.

فَأُلْقِىَ ٱلسَّحَرَةُ سَٰجِدِينَ ۝٤٦

پس جادوگران به سجده درافتادند.

قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۝٤۷

گفتند: به پروردگار جهانيان ايمان آورديم،

رَبِّ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ۝٤۸

پروردگار موسى و هارون.

قَالَ ءَامَنتُمْ لَهُۥ قَبْلَ أَنْ ءَاذَنَ لَكُمْ ۖ إِنَّهُۥ لَكَبِيرُكُمُ ٱلَّذِى عَلَّمَكُمُ ٱلسِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ۚ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَٰفٍۢ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ ۝٤۹

[فرعون‌] گفت: آيا پيش از آنكه شما را اجازه دهم او را باور داشتيد- به او گرويديد-؟ همانا او بزرگ شماست كه شما را جادو آموخته. پس بزودى خواهيد دانست، هر آينه دستها و پاهايتان را بر خلاف يكديگر مى‌برم و همه شما را بردار مى‌كنم.

قَالُوا۟ لَا ضَيْرَ ۖ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ ۝٥۰

گفتند: باكى نيست، همانا ما به پروردگارمان باز مى‌گرديم

إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَٰيَٰنَآ أَن كُنَّآ أَوَّلَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ۝٥١

ما اميد داريم كه پروردگارمان گناهانمان را بيامرزد كه ما نخستين مؤمنانيم.

۞ وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِىٓ إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ ۝٥٢

و به موسى وحى كرديم كه بندگان مرا شبانه ببر زيرا كه در پى شما خواهند آمد.

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِى ٱلْمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ ۝٥۳

پس فرعون گردآورانى را به شهرها فرستاد

إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ لَشِرْذِمَةٌۭ قَلِيلُونَ ۝٥٤

[و گفتند:] همانا اينان- بنى اسرائيل- گروهى اندكند،

وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَآئِظُونَ ۝٥٥

و هر آينه ما را به خشم آورده‌اند،

وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَٰذِرُونَ ۝٥٦

و بى‌گمان ما گروهى همپشت و سلاح‌داران آماده پيكاريم.

فَأَخْرَجْنَٰهُم مِّن جَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍۢ ۝٥۷

پس آنان را از بوستانها و چشمه‌سارها بيرون آورديم،

وَكُنُوزٍۢ وَمَقَامٍۢ كَرِيمٍۢ ۝٥۸

و از گنجها و جايگاه نيكو و بزرگوارانه.

كَذَٰلِكَ وَأَوْرَثْنَٰهَا بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ۝٥۹

اينچنين [كرديم‌]، و آنها را به فرزندان اسرائيل به ميراث داديم.

فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِينَ ۝٦۰

پس [سپاه فرعون‌] آفتابدم از پى ايشان رفتند.

فَلَمَّا تَرَٰٓءَا ٱلْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَٰبُ مُوسَىٰٓ إِنَّا لَمُدْرَكُونَ ۝٦١

چون آن دو گروه يكديگر را ديدند، ياران موسى گفتند: همانا ما گرفتارشدگانيم.

قَالَ كَلَّآ ۖ إِنَّ مَعِىَ رَبِّى سَيَهْدِينِ ۝٦٢

[موسى‌] گفت: هرگز، كه پروردگار من با من است، مرا راه خواهد نمود.

فَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنِ ٱضْرِب بِّعَصَاكَ ٱلْبَحْرَ ۖ فَٱنفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍۢ كَٱلطَّوْدِ ٱلْعَظِيمِ ۝٦۳

پس به موسى وحى كرديم كه عصاى خود را بر دريا بزن پس [دريا] بشكافت و هر پاره‌اى چون كوهى بزرگ گشت.

وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ ٱلْءَاخَرِينَ ۝٦٤

و آن ديگران- فرعونيان- را نزديك آنجا آورديم.

وَأَنجَيْنَا مُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُۥٓ أَجْمَعِينَ ۝٦٥

و موسى و همه كسانى را كه با او بودند رهانيديم.

ثُمَّ أَغْرَقْنَا ٱلْءَاخَرِينَ ۝٦٦

سپس آن ديگران را غرق ساختيم.

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ۝٦۷

هر آينه در اين نشانه و عبرتى است، و بيشترشان مؤمن نبودند.

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ۝٦۸

و همانا پروردگار تو هموست تواناى بى‌همتا و مهربان.

وَٱتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَٰهِيمَ ۝٦۹

و خبر ابراهيم را بر آنان برخوان،

إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِۦ مَا تَعْبُدُونَ ۝۷۰

آنگاه كه به پدر خويش- آزر، سرپرست خويش- و قوم خود گفت: چه مى‌پرستيد؟

قَالُوا۟ نَعْبُدُ أَصْنَامًۭا فَنَظَلُّ لَهَا عَٰكِفِينَ ۝۷١

گفتند: بتانى را مى‌پرستيم و پيوسته سر بر آستانشان داريم.

قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ ۝۷٢

گفت: آيا هنگامى كه آنها را مى‌خوانيد آواز شما را مى‌شنوند؟

أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ ۝۷۳

يا شما را سود يا زيان مى‌رسانند؟

قَالُوا۟ بَلْ وَجَدْنَآ ءَابَآءَنَا كَذَٰلِكَ يَفْعَلُونَ ۝۷٤

گفتند: بلكه پدرانمان را يافته‌ايم كه چنين مى‌كردند.

قَالَ أَفَرَءَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ ۝۷٥

گفت: آيا ديده‌ايد- يا دانسته‌ايد، يعنى ببينيد و بدانيد- آنچه مى‌پرستيده‌ايد،

أَنتُمْ وَءَابَآؤُكُمُ ٱلْأَقْدَمُونَ ۝۷٦

شما و پدران پيشترتان؟

فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّۭ لِّىٓ إِلَّا رَبَّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۝۷۷

همانا آنها دشمن من‌اند، مگر پروردگار جهانيان،

ٱلَّذِى خَلَقَنِى فَهُوَ يَهْدِينِ ۝۷۸

آن كه مرا آفريد پس همو را هم نمايد،

وَٱلَّذِى هُوَ يُطْعِمُنِى وَيَسْقِينِ ۝۷۹

و آن كه طعام و آشاميدنيم دهد،

وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ ۝۸۰

و چون بيمار شوم بهبودم بخشد،

وَٱلَّذِى يُمِيتُنِى ثُمَّ يُحْيِينِ ۝۸١

و آن كه مرا بميراند و سپس زنده‌ام كند،

وَٱلَّذِىٓ أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِى خَطِيٓـَٔتِى يَوْمَ ٱلدِّينِ ۝۸٢

و آن كه اميد دارم كه روز حساب و پاداش لغزشم را بيامرزد.

رَبِّ هَبْ لِى حُكْمًۭا وَأَلْحِقْنِى بِٱلصَّٰلِحِينَ ۝۸۳

پروردگارا، مرا حكمى- حكمت: انديشه و گفتار و كردار درست- ببخش و مرا به نيكان و شايستگان بپيوند.

وَٱجْعَل لِّى لِسَانَ صِدْقٍۢ فِى ٱلْءَاخِرِينَ ۝۸٤

و براى من در پسينيان نام و ياد نيك نِه.

وَٱجْعَلْنِى مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ ٱلنَّعِيمِ ۝۸٥

و مرا از ميراث‌بران بهشت پرنعمت گردان

وَٱغْفِرْ لِأَبِىٓ إِنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ ۝۸٦

و پدرم را بيامرز، كه از گمراهان است.

وَلَا تُخْزِنِى يَوْمَ يُبْعَثُونَ ۝۸۷

و در آن روز كه [مردمان‌] برانگيخته مى‌شوند مرا رسوا و خوار مساز،

يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌۭ وَلَا بَنُونَ ۝۸۸

روزى كه نه مال سود دارد و نه پسران،

إِلَّا مَنْ أَتَى ٱللَّهَ بِقَلْبٍۢ سَلِيمٍۢ ۝۸۹

مگر آن كه با دلى پاك و رسته [از شرك و كفر و گناه‌] به نزد خدا آيد.

وَأُزْلِفَتِ ٱلْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ ۝۹۰

و بهشت براى پرهيزگاران نزديك شود.

وَبُرِّزَتِ ٱلْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ ۝۹١

و دوزخ براى گمراهان پديدار و آشكار گردد.

وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ ۝۹٢

و آنان را گويند: كجايند آنچه جز خدا مى‌پرستيديد،

مِن دُونِ ٱللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ ۝۹۳

آيا شما را يارى مى‌كنند يا خود را يارى مى‌دهند؟

فَكُبْكِبُوا۟ فِيهَا هُمْ وَٱلْغَاوُۥنَ ۝۹٤

پس آنها و گمراهان نگونسار در آنجا افكنده شوند.

وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ ۝۹٥

و سپاهيان ابليس نيز همگان.

قَالُوا۟ وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ ۝۹٦

و در حالى كه در آنجا با يكديگر ستيزه مى‌كنند، گويند:

تَٱللَّهِ إِن كُنَّا لَفِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍ ۝۹۷

به خدا سوگند كه هر آينه ما در گمراهى آشكارى بوديم،

إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۝۹۸

آنگاه كه شما را با پروردگار جهانيان برابر مى‌داشتيم

وَمَآ أَضَلَّنَآ إِلَّا ٱلْمُجْرِمُونَ ۝۹۹

و ما را جز بزهكاران گمراه نساختند.

فَمَا لَنَا مِن شَٰفِعِينَ ۝١۰۰

اينك ما را هيچ شفاعت‌كننده و خواهشگرى نيست

وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍۢ ۝١۰١

و نه دوست دلسوز و مهربانى.

فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةًۭ فَنَكُونَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ۝١۰٢

كاش ما را [به دنيا] بازگشتى مى‌بود تا از مؤمنان مى‌شديم.

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ۝١۰۳

همانا در اين نشانه و عبرتى است و بيشترشان مؤمن نبودند.

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ۝١۰٤

و هر آينه پروردگار تو هموست تواناى بى‌همتا و مهربان.

كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ ٱلْمُرْسَلِينَ ۝١۰٥

قوم نوح پيامبران را دروغگو شمردند.

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ۝١۰٦

آنگاه كه برادرشان نوح به آنان گفت: آيا [از شرك به خدا] نمى‌پرهيزيد؟

إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ ۝١۰۷

من شما را پيامبرى امينم.

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ۝١۰۸

پس، از خدا پروا كنيد و مرا فرمان بريد.

وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۝١۰۹

و بر اين [پيامبرى‌] از شما مزدى نمى‌خواهم، مزد من جز بر پروردگار جهانيان نيست.

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ۝١١۰

پس، از خدا بترسيد و مرا فرمان بريد.

۞ قَالُوٓا۟ أَنُؤْمِنُ لَكَ وَٱتَّبَعَكَ ٱلْأَرْذَلُونَ ۝١١١

گفتند: آيا به تو ايمان بياوريم و حال آنكه فرومايگان از تو پيروى كرده‌اند؟

قَالَ وَمَا عِلْمِى بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ۝١١٢

گفت: مرا بدانچه آنان مى‌كردند چه دانشى است؟

إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّى ۖ لَوْ تَشْعُرُونَ ۝١١۳

حسابشان جز بر پروردگار من نيست، اگر مى‌فهميد.

وَمَآ أَنَا۠ بِطَارِدِ ٱلْمُؤْمِنِينَ ۝١١٤

و من مؤمنان را نخواهم راند.

إِنْ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٌۭ مُّبِينٌۭ ۝١١٥

من جز بيم‌دهنده‌اى آشكار نيستم.

قَالُوا۟ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَٰنُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمَرْجُومِينَ ۝١١٦

گفتند: اى نوح، اگر [از اين سخنان‌] بازنايستى، هر آينه سنگسار مى‌شوى.

قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِى كَذَّبُونِ ۝١١۷

گفت: پروردگارا، همانا قوم من مرا تكذيب كردند.

فَٱفْتَحْ بَيْنِى وَبَيْنَهُمْ فَتْحًۭا وَنَجِّنِى وَمَن مَّعِىَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ۝١١۸

پس ميان من و آنان حكم كن، و مرا و مؤمنانى را كه با من‌اند رهايى بخش.

فَأَنجَيْنَٰهُ وَمَن مَّعَهُۥ فِى ٱلْفُلْكِ ٱلْمَشْحُونِ ۝١١۹

پس او و كسانى را كه با او در كشتى گرانبار بودند رهانيديم.

ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ ٱلْبَاقِينَ ۝١٢۰

سپس آن ماندگان را غرق كرديم.

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ۝١٢١

هر آينه در اين نشانه و عبرتى است، و بيشترشان مؤمن نبودند.

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ۝١٢٢

و همانا پروردگار تو هموست تواناى بى‌همتا و مهربان.

كَذَّبَتْ عَادٌ ٱلْمُرْسَلِينَ ۝١٢۳

قوم عاد فرستادگان را دروغگو شمردند

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ ۝١٢٤

آنگاه كه برادرشان هود گفت: آيا [از شرك‌] نمى‌پرهيزيد؟

إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ ۝١٢٥

من براى شما پيامبرى امينم.

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ۝١٢٦

پس، از خدا پروا كنيد و مرا فرمان بريد.

وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۝١٢۷

و بر اين [پيامبرى‌] از شما مزدى نمى‌خواهم، مزد من جز بر پروردگار جهانيان نيست.

أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ ءَايَةًۭ تَعْبَثُونَ ۝١٢۸

آيا به هر جاى بلندى نشانه‌اى- بنايى بلند- به بازى و بيهودگى بنا مى‌كنيد؟

وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ ۝١٢۹

و كوشكهاى بلند و استوار مى‌سازيد گويى جاويدان مى‌مانيد.

وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ ۝١۳۰

و چون به خشم دست مى‌گشاييد مانند گردنكشان [بيرحمانه‌] دست مى‌گشاييد.

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ۝١۳١

پس، از خدا پروا كنيد و مرا فرمان بريد.

وَٱتَّقُوا۟ ٱلَّذِىٓ أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ ۝١۳٢

و از آن [خداى‌] پروا كنيد كه شما را بدانچه مى‌دانيد كمك و يارى داد

أَمَدَّكُم بِأَنْعَٰمٍۢ وَبَنِينَ ۝١۳۳

شما را به چهارپايان و پسران مدد كرد

وَجَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍ ۝١۳٤

و به بوستانها و چشمه‌سارها.

إِنِّىٓ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍۢ ۝١۳٥

من بر شما از عذاب روزى بزرگ بيمناكم.

قَالُوا۟ سَوَآءٌ عَلَيْنَآ أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ ٱلْوَٰعِظِينَ ۝١۳٦

گفتند: براى ما يكسان است چه پند دهى و چه از پنددهندگان نباشى.

إِنْ هَٰذَآ إِلَّا خُلُقُ ٱلْأَوَّلِينَ ۝١۳۷

اين جز فرابافته و دروغ پيشينيان نيست.

وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ۝١۳۸

و ما هرگز عذاب نخواهيم شد.

فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَٰهُمْ ۗ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ۝١۳۹

پس او را دروغگو انگاشتند، و آنها را نابود كرديم. همانا در اين نشانه و عبرتى است و بيشترشان مؤمن نبودند.

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ۝١٤۰

و هر آينه پروردگار تو هموست تواناى بى‌همتا و مهربان.

كَذَّبَتْ ثَمُودُ ٱلْمُرْسَلِينَ ۝١٤١

قوم ثمود نيز فرستادگان را تكذيب كردند.

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَٰلِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ۝١٤٢

آنگاه كه برادرشان صالح به آنان گفت: آيا [از شرك به خدا] نمى‌پرهيزيد؟

إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ ۝١٤۳

من براى شما پيامبرى امينم.

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ۝١٤٤

پس، از خدا پروا كنيد و مرا فرمان بريد.

وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۝١٤٥

و بر اين [پيامبرى‌] از شما مزدى نمى‌خواهم. مزد من جز بر پروردگار جهانيان نيست.

أَتُتْرَكُونَ فِى مَا هَٰهُنَآ ءَامِنِينَ ۝١٤٦

آيا شما را در آنچه اينجاست- نعمتها- ايمن خواهند گذاشت؟

فِى جَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍۢ ۝١٤۷

در باغها و چشمه‌سارها؟

وَزُرُوعٍۢ وَنَخْلٍۢ طَلْعُهَا هَضِيمٌۭ ۝١٤۸

و كشتزارها و خرمابنها كه شكوفه‌اش- يعنى ميوه‌اش- نازك و لطيف است.

وَتَنْحِتُونَ مِنَ ٱلْجِبَالِ بُيُوتًۭا فَٰرِهِينَ ۝١٤۹

و از كوه‌ها استادانه- يا شادمانه- خانه‌ها مى‌تراشيد.

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ۝١٥۰

پس، از خدا پروا كنيد و مرا فرمان بريد

وَلَا تُطِيعُوٓا۟ أَمْرَ ٱلْمُسْرِفِينَ ۝١٥١

و فرمان گزافكاران را گردن منهيد،

ٱلَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ ۝١٥٢

آنان كه در زمين تباهكارى مى‌كنند و كار نيك و شايسته نمى‌كنند.

قَالُوٓا۟ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلْمُسَحَّرِينَ ۝١٥۳

گفتند: جز اين نيست كه تو از جادوزدگانى

مَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٌۭ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِـَٔايَةٍ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ ۝١٥٤

تو جز آدميى همچون ما نيستى، پس اگر از راستگويانى نشانه‌اى بيار.

قَالَ هَٰذِهِۦ نَاقَةٌۭ لَّهَا شِرْبٌۭ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍۢ مَّعْلُومٍۢ ۝١٥٥

گفت: اين ماده‌شترى است، آن را آبشخورى است و شما را نيز آبشخور روزى دانسته- ديگر-

وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوٓءٍۢ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍۢ ۝١٥٦

و هيچ گزندى بدان مرسانيد كه شما را عذاب روزى بزرگ فراگيرد.

فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا۟ نَٰدِمِينَ ۝١٥۷

پس آن را پى كردند- كشتند- آنگاه پشيمان گشتند.

فَأَخَذَهُمُ ٱلْعَذَابُ ۗ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ۝١٥۸

پس عذاب آنان را فرو گرفت. همانا در اين نشانه و عبرتى است و بيشترشان مؤمن نبودند.

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ۝١٥۹

و هر آينه پروردگار تو هموست تواناى بى‌همتا و مهربان.

كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ ٱلْمُرْسَلِينَ ۝١٦۰

قوم لوط نيز فرستادگان را تكذيب كردند.

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ ۝١٦١

آنگاه كه برادرشان لوط به آنها گفت: آيا [از زشتكارى‌] نمى‌پرهيزيد؟

إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ ۝١٦٢

من براى شما پيامبرى امينم

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ۝١٦۳

پس، از خدا پروا كنيد و مرا فرمان بريد

وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۝١٦٤

و بر اين [پيامبرى‌] از شما مزدى نمى‌خواهم مزد من جز بر پروردگار جهانيان نيست

أَتَأْتُونَ ٱلذُّكْرَانَ مِنَ ٱلْعَٰلَمِينَ ۝١٦٥

چرا از مردم جهان با نران مى‌آميزيد؟!

وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُم مِّنْ أَزْوَٰجِكُم ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ ۝١٦٦

و آنچه را پروردگارتان از همسرانتان براى شما آفريده است وا مى‌گذاريد، بلكه شما گروهى تجاوزكاريد.

قَالُوا۟ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَٰلُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمُخْرَجِينَ ۝١٦۷

گفتند: اى لوط، اگر [از اين سخنان‌] بازنايستى هر آينه از بيرون‌راندگان باشى.

قَالَ إِنِّى لِعَمَلِكُم مِّنَ ٱلْقَالِينَ ۝١٦۸

گفت: من كردار شما را دشمنم

رَبِّ نَجِّنِى وَأَهْلِى مِمَّا يَعْمَلُونَ ۝١٦۹

پروردگارا، مرا و خاندان مرا از آنچه مى‌كنند رهايى بخش.

فَنَجَّيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥٓ أَجْمَعِينَ ۝١۷۰

پس او و همه خاندان او را رهانيديم،

إِلَّا عَجُوزًۭا فِى ٱلْغَٰبِرِينَ ۝١۷١

مگر پيرزنى- زن لوط- را كه در بازماندگان بود.

ثُمَّ دَمَّرْنَا ٱلْءَاخَرِينَ ۝١۷٢

سپس ديگران- بازماندگان- را هلاك كرديم

وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًۭا ۖ فَسَآءَ مَطَرُ ٱلْمُنذَرِينَ ۝١۷۳

و بر آنها سنگبارانى باريديم، پس بد بود باران آن بيم‌كردگان.

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ۝١۷٤

همانا در اين نشانه و عبرتى است و بيشترشان مؤمن نبودند.

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ۝١۷٥

و هر آينه پروردگار تو هموست تواناى بى‌همتا و مهربان.

كَذَّبَ أَصْحَٰبُ لْـَٔيْكَةِ ٱلْمُرْسَلِينَ ۝١۷٦

مردم ايْكه نيز فرستادگان را تكذيب كردند.

إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ ۝١۷۷

آنگاه كه شعيب به آنان گفت: آيا [از شرك به خدا و نافرمانى او] نمى‌پرهيزيد؟

إِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌۭ ۝١۷۸

من براى شما پيامبرى امينم

فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ ۝١۷۹

پس، از خدا پروا كنيد و مرا فرمان بريد.

وَمَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۝١۸۰

و بر اين [پيامبرى‌] از شما مزدى نمى‌خواهم مزد من جز بر پروردگار جهانيان نيست.

۞ أَوْفُوا۟ ٱلْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا۟ مِنَ ٱلْمُخْسِرِينَ ۝١۸١

پيمانه را تمام دهيد و از كم‌دهندگان مباشيد

وَزِنُوا۟ بِٱلْقِسْطَاسِ ٱلْمُسْتَقِيمِ ۝١۸٢

و با ترازوى راست بسنجيد

وَلَا تَبْخَسُوا۟ ٱلنَّاسَ أَشْيَآءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ۝١۸۳

و كالاهاى مردم را مكاهيد و در زمين به تباهكارى مكوشيد.

وَٱتَّقُوا۟ ٱلَّذِى خَلَقَكُمْ وَٱلْجِبِلَّةَ ٱلْأَوَّلِينَ ۝١۸٤

و از آن [خداى‌] كه شما و آفريدگان پيشين را بيافريد پروا كنيد.

قَالُوٓا۟ إِنَّمَآ أَنتَ مِنَ ٱلْمُسَحَّرِينَ ۝١۸٥

گفتند: جز اين نيست كه تو از جادوزدگانى.

وَمَآ أَنتَ إِلَّا بَشَرٌۭ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ ٱلْكَٰذِبِينَ ۝١۸٦

و تو جز آدميى همانند ما نيستى، و هر آينه تو را از دروغگويان مى‌پنداريم.

فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًۭا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ ۝١۸۷

اگر از راستگويانى پس پاره‌اى از آسمان را بر ما فرو افكن.

قَالَ رَبِّىٓ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ ۝١۸۸

گفت: پروردگار من بدانچه مى‌كنيد داناتر است.

فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ ٱلظُّلَّةِ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ۝١۸۹

پس تكذيبش كردند، آنگاه عذاب روز سايه- ابر سياهى كه از آن آتش مى‌باريد- آنان را فرو گرفت براستى كه آن، عذاب روزى بزرگ بود.

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ۝١۹۰

همانا در اين نشانه و عبرتى است و بيشترشان مؤمن نبودند.

وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ ۝١۹١

و هر آينه پروردگار تو هموست تواناى بى‌همتا و مهربان.

وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ۝١۹٢

و همانا اين [قرآن‌] فرو فرستاده پروردگار جهانيان است،

نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلْأَمِينُ ۝١۹۳

كه روح امين- جبرئيل- آن را فرود آورده است،

عَلَىٰ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلْمُنذِرِينَ ۝١۹٤

بر قلب تو تا از بيم‌دهندگان باشى،

بِلِسَانٍ عَرَبِىٍّۢ مُّبِينٍۢ ۝١۹٥

به زبان تازى روشن.

وَإِنَّهُۥ لَفِى زُبُرِ ٱلْأَوَّلِينَ ۝١۹٦

و همانا [ياد و مژده و گواهى‌] آن در نوشته‌هاى پيشينيان هست.

أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ ءَايَةً أَن يَعْلَمَهُۥ عُلَمَٰٓؤُا۟ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ۝١۹۷

آيا اين براى آنان نشانه‌اى نبود كه دانايان بنى اسرائيل آن را مى‌دانند؟

وَلَوْ نَزَّلْنَٰهُ عَلَىٰ بَعْضِ ٱلْأَعْجَمِينَ ۝١۹۸

و اگر آن

فَقَرَأَهُۥ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا۟ بِهِۦ مُؤْمِنِينَ ۝١۹۹

و وى آن را بر ايشان مى‌خواند، بدان ايمان نمى‌آوردند.

كَذَٰلِكَ سَلَكْنَٰهُ فِى قُلُوبِ ٱلْمُجْرِمِينَ ۝٢۰۰

اينچنين آن را در دلهاى آن بزهكاران راه داديم

لَا يُؤْمِنُونَ بِهِۦ حَتَّىٰ يَرَوُا۟ ٱلْعَذَابَ ٱلْأَلِيمَ ۝٢۰١

به آن ايمان نمى‌آورند تا آنگاه كه عذاب دردناك را ببينند،

فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةًۭ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ۝٢۰٢

كه ناگهان و در حالى كه آگاه نباشند بديشان رسد.

فَيَقُولُوا۟ هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ ۝٢۰۳

پس گويند: آيا مهلتى به ما خواهند داد؟

أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ ۝٢۰٤

آيا به عذاب ما مى‌شتابند؟

أَفَرَءَيْتَ إِن مَّتَّعْنَٰهُمْ سِنِينَ ۝٢۰٥

آيا ديدى- دانستى- كه اگر آنان را سالها برخوردارى دهيم،

ثُمَّ جَآءَهُم مَّا كَانُوا۟ يُوعَدُونَ ۝٢۰٦

سپس آنچه وعده داده مى‌شدند بديشان آيد،

مَآ أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يُمَتَّعُونَ ۝٢۰۷

آنچه برخوردارى يافته بودند سودى برايشان [در دفع عذاب‌] نخواهد داشت.

وَمَآ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ ۝٢۰۸

و [مردم‌] هيچ شهرى را نابود نكرديم مگر آنكه آن را بيم‌دهندگانى بود،

ذِكْرَىٰ وَمَا كُنَّا ظَٰلِمِينَ ۝٢۰۹

تا يادآورى و پندى باشد، و ما ستمكار نبوديم.

وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ ٱلشَّيَٰطِينُ ۝٢١۰

و اين قرآن را ديوان فرود نياوردند

وَمَا يَنۢبَغِى لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ ۝٢١١

نه آنان را سزد و نه توانند

إِنَّهُمْ عَنِ ٱلسَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ ۝٢١٢

همانا آنان از شنيدن [وحى و گفتار فرشتگان‌] دور داشته و بركنارشدگانند.

فَلَا تَدْعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَتَكُونَ مِنَ ٱلْمُعَذَّبِينَ ۝٢١۳

پس با خداى يكتا خدايى ديگر مخوان كه آنگاه از عذاب‌شوندگان باشى.

وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ ٱلْأَقْرَبِينَ ۝٢١٤

و خويشاوندان نزديك خود را بيم كن.

وَٱخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ۝٢١٥

و بال [مِهر و نرمى‌] خويش را براى كسانى از مؤمنان كه تو را پيروى كردند فرود آر.

فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّى بَرِىٓءٌۭ مِّمَّا تَعْمَلُونَ ۝٢١٦

پس اگر تو را نافرمانى كنند، بگو: من از آنچه مى‌كنيد بيزارم.

وَتَوَكَّلْ عَلَى ٱلْعَزِيزِ ٱلرَّحِيمِ ۝٢١۷

و بر آن تواناى بى‌همتا و مهربان توكل كن،

ٱلَّذِى يَرَىٰكَ حِينَ تَقُومُ ۝٢١۸

آن كه تو را آنگاه كه [تنها به نماز شب‌] بر مى‌خيزى مى‌بيند،

وَتَقَلُّبَكَ فِى ٱلسَّٰجِدِينَ ۝٢١۹

و هم گشتن تو را در ميان سجده‌كنان- نماز گزاران-،

إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ ۝٢٢۰

كه اوست شنوا و دانا.

هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَىٰ مَن تَنَزَّلُ ٱلشَّيَٰطِينُ ۝٢٢١

آيا شما را آگاه كنم كه ديوان بر چه كسى فرود مى‌آيند؟

تَنَزَّلُ عَلَىٰ كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍۢ ۝٢٢٢

بر هر دروغزن بزهكارى فرود مى‌آيند،

يُلْقُونَ ٱلسَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَٰذِبُونَ ۝٢٢۳

[ديوان‌] شنيدنيها [ى دروغ‌] را القا مى‌كنند و بيشترشان دروغگويند.

وَٱلشُّعَرَآءُ يَتَّبِعُهُمُ ٱلْغَاوُۥنَ ۝٢٢٤

و [پيامبر شاعر نيست، زيرا كه‌] شاعران را گمراهان پيروى مى‌كنند.

أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِى كُلِّ وَادٍۢ يَهِيمُونَ ۝٢٢٥

مگر نديده‌اى كه آنان

وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ ۝٢٢٦

و مى‌گويند آنچه نمى‌كنند

إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَذَكَرُوا۟ ٱللَّهَ كَثِيرًۭا وَٱنتَصَرُوا۟ مِنۢ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا۟ ۗ وَسَيَعْلَمُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓا۟ أَىَّ مُنقَلَبٍۢ يَنقَلِبُونَ ۝٢٢۷

مگر آنان كه ايمان آورده و كارهاى نيك و شايسته كرده و خداى را بسيار ياد كردند و پس از آنكه ستم ديدند كين‌ستانند و آنان كه ستم كردند، زودا كه بدانند به كدام بازگشتگاه بازخواهند گشت.