< السورة السابقة | فهرس السور | السورة التالية >



حدد حجم خط الآيات
()


بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ وَٱلنَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ ۝١

سوگند به اختر [= قرآن‌] چون فرود مى‌آيد،

مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَىٰ ۝٢

[كه‌] يار شما نه گمراه شده و نه در نادانى مانده؛

وَمَا يَنطِقُ عَنِ ٱلْهَوَىٰٓ ۝۳

و از سر هوس سخن نمى‌گويد.

إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌۭ يُوحَىٰ ۝٤

اين سخن بجز وحيى كه وحى مى‌شود نيست.

عَلَّمَهُۥ شَدِيدُ ٱلْقُوَىٰ ۝٥

آن را [فرشته‌] شديدالقوى به او فرا آموخت،

ذُو مِرَّةٍۢ فَٱسْتَوَىٰ ۝٦

[سروش‌] نيرومندى كه [مسلّط] درايستاد.

وَهُوَ بِٱلْأُفُقِ ٱلْأَعْلَىٰ ۝۷

در حالى كه او در افق اعلى بود؛

ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ ۝۸

سپس نزديك آمد و نزديكتر شد،

فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ ۝۹

تا [فاصله‌اش‌] به قدر [طول‌] دو [انتهاى‌] كمان يا نزديكتر شد؛

فَأَوْحَىٰٓ إِلَىٰ عَبْدِهِۦ مَآ أَوْحَىٰ ۝١۰

آنگاه به بنده‌اش آنچه را بايد وحى كند، وحى فرمود.

مَا كَذَبَ ٱلْفُؤَادُ مَا رَأَىٰٓ ۝١١

آنچه را دل ديد انكار[ش‌] نكرد.

أَفَتُمَٰرُونَهُۥ عَلَىٰ مَا يَرَىٰ ۝١٢

آيا در آنچه ديده است با او جدال مى‌كنيد؟

وَلَقَدْ رَءَاهُ نَزْلَةً أُخْرَىٰ ۝١۳

و قطعاً بار ديگرى هم او را ديده است،

عِندَ سِدْرَةِ ٱلْمُنتَهَىٰ ۝١٤

نزديك سدرالمنتهى،

عِندَهَا جَنَّةُ ٱلْمَأْوَىٰٓ ۝١٥

در همان جا كه جنةالمأوى است.

إِذْ يَغْشَى ٱلسِّدْرَةَ مَا يَغْشَىٰ ۝١٦

آنگاه كه درخت سدر را آنچه پوشيده بود، پوشيده بود.

مَا زَاغَ ٱلْبَصَرُ وَمَا طَغَىٰ ۝١۷

ديده [اش‌] منحرف نگشت و [از حدّ] در نگذشت.

لَقَدْ رَأَىٰ مِنْ ءَايَٰتِ رَبِّهِ ٱلْكُبْرَىٰٓ ۝١۸

به راستى كه [برخى‌] از آيات بزرگ پروردگار خود را بديد.

أَفَرَءَيْتُمُ ٱللَّٰتَ وَٱلْعُزَّىٰ ۝١۹

به من خبر دهيد از لات و عزّى،

وَمَنَوٰةَ ٱلثَّالِثَةَ ٱلْأُخْرَىٰٓ ۝٢۰

و منات آن سومين ديگر،

أَلَكُمُ ٱلذَّكَرُ وَلَهُ ٱلْأُنثَىٰ ۝٢١

آيا [به خيالتان‌] براى شما پسر است و براى او دختر؟

تِلْكَ إِذًۭا قِسْمَةٌۭ ضِيزَىٰٓ ۝٢٢

در اين صورت، اين تقسيم نادرستى است.

إِنْ هِىَ إِلَّآ أَسْمَآءٌۭ سَمَّيْتُمُوهَآ أَنتُمْ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَٰنٍ ۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَمَا تَهْوَى ٱلْأَنفُسُ ۖ وَلَقَدْ جَآءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ ٱلْهُدَىٰٓ ۝٢۳

[اين بتان‌] جز نامهايى بيش نيستند كه شما و پدرانتان نامگذارى كرده‌ايد [و] خدا بر [حقّانيّت‌] آنها هيچ دليلى نفرستاده است. [آنان‌] جز گمان و آنچه را كه دلخواهشان است پيروى نمى‌كنند، با آنكه قطعاً از جانب پروردگارشان هدايت برايشان آمده است.

أَمْ لِلْإِنسَٰنِ مَا تَمَنَّىٰ ۝٢٤

مگر انسان آنچه را آرزو كند دارد؟

فَلِلَّهِ ٱلْءَاخِرَةُ وَٱلْأُولَىٰ ۝٢٥

آن سرا و اين سرا از آن خداست.

۞ وَكَم مِّن مَّلَكٍۢ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ لَا تُغْنِى شَفَٰعَتُهُمْ شَيْـًٔا إِلَّا مِنۢ بَعْدِ أَن يَأْذَنَ ٱللَّهُ لِمَن يَشَآءُ وَيَرْضَىٰٓ ۝٢٦

و بسا فرشتگانى كه در آسمانهايند [و] شفاعتشان به كارى نيايد، مگر پس از آنكه خدا به هر كه خواهد و خشنود باشد اذن دهد.

إِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِٱلْءَاخِرَةِ لَيُسَمُّونَ ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ تَسْمِيَةَ ٱلْأُنثَىٰ ۝٢۷

در حقيقت، كسانى كه آخرت را باور ندارند، فرشتگان را در نامگذارى به صورت مؤنّث نام مى‌نهند.

وَمَا لَهُم بِهِۦ مِنْ عِلْمٍ ۖ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ ۖ وَإِنَّ ٱلظَّنَّ لَا يُغْنِى مِنَ ٱلْحَقِّ شَيْـًۭٔا ۝٢۸

و ايشان را به اين [كار] معرفتى نيست. جز گمان [خود] را پيروى نمى‌كنند، و در واقع، گمان در [وصول به‌] حقيقت هيچ سودى نمى‌رساند.

فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّىٰ عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا ۝٢۹

پس، از هر كس كه از ياد ما روى برتافته و جز زندگى دنيا را خواستار نبوده است، روى برتاب.

ذَٰلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ ٱلْعِلْمِ ۚ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ ٱهْتَدَىٰ ۝۳۰

اين منتهاى دانش آنان است. پروردگار تو، خود به [حال‌] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر، و او به كسى كه راه يافته [نيز] آگاه‌تر است.

وَلِلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ لِيَجْزِىَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔوا۟ بِمَا عَمِلُوا۟ وَيَجْزِىَ ٱلَّذِينَ أَحْسَنُوا۟ بِٱلْحُسْنَى ۝۳١

و هر چه در آسمانها و هر چه در زمين است از آن خداست، تا كسانى را كه بد كرده‌اند، به [سزاى‌] آنچه انجام داده‌اند كيفر دهد، و آنان را كه نيكى كرده‌اند، به نيكى پاداش دهد.

ٱلَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَٰٓئِرَ ٱلْإِثْمِ وَٱلْفَوَٰحِشَ إِلَّا ٱللَّمَمَ ۚ إِنَّ رَبَّكَ وَٰسِعُ ٱلْمَغْفِرَةِ ۚ هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ ٱلْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌۭ فِى بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمْ ۖ فَلَا تُزَكُّوٓا۟ أَنفُسَكُمْ ۖ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ ٱتَّقَىٰٓ ۝۳٢

آنان كه از گناهان بزرگ و زشتكاريها -جز لغزشهاى كوچك- خوددارى مى‌ورزند، پروردگارت [نسبت به آنها] فراخ‌آمرزش است. وى از آن دم كه شما را از زمين پديد آورد و از همان‌گاه كه در شكمهاى مادرانتان [در زهدان‌] نهفته بوديد به [حال ]شما داناتر است، پس خودتان را پاك مشماريد. او به [حال‌] كسى كه پرهيزگارى نموده داناتر است.

أَفَرَءَيْتَ ٱلَّذِى تَوَلَّىٰ ۝۳۳

پس آيا آن كسى را كه [از جهاد] روى برتافت ديدى؟

وَأَعْطَىٰ قَلِيلًۭا وَأَكْدَىٰٓ ۝۳٤

و اندكى بخشيد و [از باقى‌] امتناع ورزيد.

أَعِندَهُۥ عِلْمُ ٱلْغَيْبِ فَهُوَ يَرَىٰٓ ۝۳٥

آيا علم غيب پيش اوست و او مى‌بيند؟

أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِى صُحُفِ مُوسَىٰ ۝۳٦

يا بدانچه در صحيفه‌هاى موسى [آمده‌] خبر نيافته است؟

وَإِبْرَٰهِيمَ ٱلَّذِى وَفَّىٰٓ ۝۳۷

و [نيز در نوشته‌هاى‌] همان ابراهيمى كه وفا كرد:

أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌۭ وِزْرَ أُخْرَىٰ ۝۳۸

كه هيچ بردارنده‌اى بار گناه ديگرى را بر نمى‌دارد.

وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ ۝۳۹

و اينكه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست.

وَأَنَّ سَعْيَهُۥ سَوْفَ يُرَىٰ ۝٤۰

و [نتيجه‌] كوشش او به زودى ديده خواهد شد.

ثُمَّ يُجْزَىٰهُ ٱلْجَزَآءَ ٱلْأَوْفَىٰ ۝٤١

سپس هر چه تمامتر وى را پاداش دهند.

وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلْمُنتَهَىٰ ۝٤٢

و اينكه پايان [كار] به سوى پروردگار توست.

وَأَنَّهُۥ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَىٰ ۝٤۳

و هم اوست كه مى‌خنداند و مى‌گرياند.

وَأَنَّهُۥ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا ۝٤٤

و هم اوست كه مى‌ميراند و زنده مى‌گرداند.

وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوْجَيْنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلْأُنثَىٰ ۝٤٥

و هم اوست كه دو نوع مى‌آفريند: نر و ماده،

مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَىٰ ۝٤٦

از نطفه‌اى چون فرو ريخته شود.

وَأَنَّ عَلَيْهِ ٱلنَّشْأَةَ ٱلْأُخْرَىٰ ۝٤۷

و هم پديد آوردن [عالم‌] ديگر بر [عهده‌] اوست.

وَأَنَّهُۥ هُوَ أَغْنَىٰ وَأَقْنَىٰ ۝٤۸

و هم اوست كه [شما را] بى‌نياز كرد و سرمايه بخشيد.

وَأَنَّهُۥ هُوَ رَبُّ ٱلشِّعْرَىٰ ۝٤۹

و هم اوست پروردگار ستاره «شِعرى».

وَأَنَّهُۥٓ أَهْلَكَ عَادًا ٱلْأُولَىٰ ۝٥۰

و هم اوست كه عاديان قديم را هلاك كرد.

وَثَمُودَا۟ فَمَآ أَبْقَىٰ ۝٥١

و ثمود را [نيز هلاك كرد] و [كسى را] باقى نگذاشت.

وَقَوْمَ نُوحٍۢ مِّن قَبْلُ ۖ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَىٰ ۝٥٢

و پيشتر [از همه آنها] قوم نوح را، زيرا كه آنان ستمگرتر و سركش‌تر بودند.

وَٱلْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَىٰ ۝٥۳

و شهرها[ى سَدوم و عاموره‌] را فرو افكند.

فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ ۝٥٤

پوشاند بر آن [دو شهر، از باران گوگردى‌] آنچه را پوشاند.

فَبِأَىِّ ءَالَآءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ ۝٥٥

پس به كدام يك از نعمتهاى پروردگارت ترديد روا مى‌دارى؟

هَٰذَا نَذِيرٌۭ مِّنَ ٱلنُّذُرِ ٱلْأُولَىٰٓ ۝٥٦

اين [پيامبر نيز] بيم‌دهنده‌اى از [جمله‌] بيم‌دهندگان نخستين است.

أَزِفَتِ ٱلْءَازِفَةُ ۝٥۷

[وه چه‌] نزديك گشت قيامت.

لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ كَاشِفَةٌ ۝٥۸

جز خدا كسى آشكاركننده آن نيست.

أَفَمِنْ هَٰذَا ٱلْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ ۝٥۹

آيا از اين سخن عجب داريد؟

وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ ۝٦۰

و مى‌خنديد و نمى‌گرييد؟

وَأَنتُمْ سَٰمِدُونَ ۝٦١

و شما در غفلتيد.

فَٱسْجُدُوا۟ لِلَّهِ وَٱعْبُدُوا۟ ۩ ۝٦٢

پس خدا را سجده كنيد و بپرستيد.